خرید بک لینک
هذیان نوشت های نیمه شبی این چندمین شبی است که خوابم نبرده استچندمین شبی که تمامش را نشسته امراه رفته امکتاب خوانده اماینستا چک کرده امزیر لب اواز خوانده امدستگیره یخچال را با وسواس پاک کرده امحتی دسشویی و حمام رابا جوهر نمک برق انداخته امولی نخوابیده امیعنی خوابیده ام ولیتا چشمانم را بسته امکابوس دیده امهمان کابوس همیشگیکسی در را باز میکندچراغ روشن میشودصدای پا می ایدکسی نزدیک میشودانقدر نزدیک که صدای نفسش را میشنوممیخواهم چشمانم را باز کنمنمیتوانمروی هم فشارشان میدهممیدانم خواب میبینمولی ابعاد حقیقت در اطرافم پرسه میزندچشمانم را فشار میدهمنمیبینمسعی میکنم از پشت پلک ها ببببینمتنها سایه محوی م

برچسب: هذیان,نوشت,های,نیمه,شبی, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

فال قهوه هر روز بعد نوشیدن قهوه فنجان قهوه ام را پایین و بالا میکنمسر و ته میکنممیچرخانمتا از لابه لای شرابه های سیاه طرحی بببینم طرحی که شاید تلخی قهوه ام را کمرنگ کند شاید مثل طرح یک قلب کوچک که دلتنگیت را تفسیر کنمیا شاید مثل طرح یک جاده پیچ و خم دار کوتاه که همین روزها امدنت را مژده دهمشاید مثل طرح تمام ان چیزهایی که فالگیرها میبینند و تفسیر میکنند و ته دل مشتریانشان را قرص میکنندوجیب هایشان را پراز ان طرح ها که ادم دلش غنچ میرودبرای دیدنشبرای تفسیر کردنشبرای حتی تعریف کردنش برای غریبه و اشناولی افسوس...ولی افسوس که طرح های فنجان من طرح هایی است بی سرانجام و وهم الودهرچه فنجان رامیتابانمچ

برچسب: فال,قهوه, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

هیس خوب گوش کن بببین! صدای سکوت پیچیده در هیاهوی صداها به چه صدای مواجی بدل شده گوش کن میشنوی؟ کودکی دارد از پستان های مادرش شیر میخورد صدای ملچ ملوچ دهان پر از شیرش از هزاران کیلومتر در بعد سیاه تاریخ به گوش میرسد گوش کن میشنوی؟ مردی به ارامی قولنج انگشت دستش را میشکند تیلیغ! و به حلقه ای که قرار است دخترک در انگشت دومش جا دهد فکر میکند فرکانس لبخندش از پس حجم سنگین تمام اب های جهان ترجمه میشود و عبور میکند گوش کن میشنوی؟ زنی زیر لب تصنیف لحظه دیدار نزدیک است را زمزمه میکند تنش گرم میشود قلبش تند میزند تالاپ! تولوپ! صدایی که انگار از دهلیزهای باریک یخ زده ی سالهای گنگ به انعکاس میرسد گوش کن

برچسب: پرواز,۶۵۶,ایران,ایر, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

Raha:دخترکم روزت مبارکهرچند دختر بودن جرم است در سرزمین منجرمی نابخشودهاین را هم تو میدانیهم منهم مادربزرگهم تمامیزنانی که روزگاری در دنیای دخترانه ها بوده انددخترکم دخترکان سرزمین من به هزاران گناه ناکرده مظنونندمظنونین همیشگیدوست داشتم تو استثنا باشی تو ادامه دهنده این حلقه نامبارک نباشیولی خیلی وقت ها از دوست داشتن کاری بر نمی اید باید کاری کرد ...دخترکمسرزمین من جای خوبی نیست برای دخترانگی کردن برای خود بودنبرای خنده های از ته دلبرای رقصیدنبرای گیسو به باد دادنبرای یواشکی دل لرزیدناینجا نگاه ها رام نیست قضاوت ها اهلی نیستپارچه ها خودبخود بریده میشوند و دوختهتا چهل تیکه ای شوند بر قامت معص

برچسب: دنیای,دخترانه, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

چه خوب است که رویاها هستندچه خوب است که میتوان هنوزوسط گریه های ممتد بی بهانهپلک های خیس را بستو رفت به دنیایی که مرز خواب و بیداری استرفت به کلبه ای چوبی وسط جزیره ای متروکدور از همه صداها ادمها بحث ها جدال هادور از همه چیز و همه کسفقط دریا فقط باران فقط سکوت فقط کتاب فقط صدای ممتد گرامافون قدیمی خاک گرفته و صدای قل قل کتری و بوی عطر هیزم و چشمانی که هنوز میسوزدچه خوب که میشود سوزش چشم ها را گردن دودهای مواج چوب های نیم سوز انداختچه خوب است که رویاها هنوز هستندچه خوب که پشت پلک های خیس هنوز دنیایی هست که تصورش دیوانه ات کند رها دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ | 11:21 | رها | |

برچسب: رویا, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

دردهای عزیز در زندگی دردهایی هست که قابل گفتن نیستند دردهایی کاملا موذی و کاملا عزیز دردهایی که جنسشان با دردهای دیگر بسیار متفاوت است دردهایی که به ناله ات می اندازد و لالت میکننداین دردها را کسی نه می بیند نه می شنود نه حتی میشود به کسی فهماندشاید وسط یک شادی شیرین سراغت بیاید و مجبورت کند با دهان به خنده گشوده ضجه بزنی ضجه هایی که برخلاف ضجه های دردهای دیگر نه صدایی دارد نه قابل ادراک است معلوم نیست کی می اید و کی میرود فقط ساکتت میکند دهان صورتت را میبندد و دهان دلت را باز میکندشاید چند شبانه روز تمامحرف بزنیحرف بشنویجیغ بزنیمچاله شویقد یک قرن پیر شویبی هیچ صدا و هیچ نشانه ایبعد چمدان می

برچسب: دردهای,عزیز, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

همه ی خواب رفتن ها یک طرفخواب دیدن ها یک طرف همه ی خواب دیدن ها یک طرف خواب ترسناک دیدن ها یک طرف همه ی خواب ترسناک ها دیدن یک طرف صدای نفس های وحشت زده خود را شنیدن یک طرف همه ی نفس های وحشت زده خود را شنیدن یک طرف با زجر از خواب پریدن ها یک طرف همه ی با زجر از خواب پریدن ها یک طرف اغوش کسی را برای پناه گرفتن ها نداشتن یک طرف همه ی اغوش کسی را برای پناه گرفتن ها نداشتن یک طرف لعنتی تمام غصه ها و بی کسی های عالم هم همان طرف... رها

برچسب: خواب, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی